تبليغاتX
سه نقطه...

سه نقطه...


منوی وبلاگ




نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386 ساعت 18:43

خیلی خوشحالید که دوباره اپ کردم؟ واقعا از نظرات فراوانتون متشکرم.خب نظر بدین دیگه.راستی امروز من خیلی خوشم.وقعا از زندگی لذت میبرم.

نوشته شده توسط ف.م |
--------------------------------------------------------------------------------------


این یکی واسه خودم خیلی به درد خورد شما هم امتحان کنید

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 16:47

حواس پرتي چيست؟

ما مي خواستيم روش صحيح مطالعه متمرکز را براي شما توضيح دهيم، ديديم که بايد ابتدا حواس پرتي را تعريف کنيم. شايد شما تا به حال خيلي به "حواس پرتي" فکر کرده باشيد و بارها از خود پرسيده باشيد که چرا گاهي به هنگام مطالعه حواس آدم پرت مي شود؟ ما نمي دانيم که شما براي اين سؤال خود چه جوابي پيدا کرده ايد اما پاسخ صحيح اين پرسش را به شما مي کوييم: "حواس پرتي چيزي نيست جز تمايل ذاتي ذهن به درگيري و فعاليت."

 

ذهن شما همواره مي خواهد درگير و مشغول باشد. بنابراين اگر آنچه که اکنون انجام مي-دهيد در شما درگيري و مشغوليت ذهني ايجاد کند، فکر شما ديگر لزومي احساس نمي کند که به جاي ديگر برود و در آنجا درگير شود. اما اگردر انجام اين کار، درگيري ذهني ايجاد نشود، ذهن شما شتابان به جايي مي رود که خود را در آنجا مشغول کند. و اين همان حواس پرتي است. براي روشنتر شدن موضوع، مثالي بزنيم: وقتي دوستتان با شما صحبت مي کند، اگر بتواند با بيان خود در شما مشغوليت ذهني و توجه و علاقمندي ايجاد کند، شما با تمرکز فراوان به تمام حرفهايش گوش مي دهيد. اما اگر او نتواند چنين تأثيري در شما بگذارد چون ذهن شما درگير نمي شود به سرعت فکر ديگري به ذهنتان راه مي يابد و شما در حالي که به مخاطب خود خيره شده ايد، داريد به چيز ديگري فکرمي کنيد. چيزي که در شما درگيري ذهني ايجاد مي کند.

 

ذهن شما مدام به فعاليت نيازمند است و اين نيازمندي را هنگامي که شما مشغول مطالعه کردن هستيد، هم دارد. بنابراين اگر آنچه که مي خوانيد، در شما درگيري ذهني ايجاد کند، شما مشتاق و متمرکز پيش مي رويد. در غير اين صورت چشمتان خطوط را دنبال مي کند و ذهنتان در جايي ديگر مشغول مي شود. به عبارت ديگر، حواستان پرت مي شود.

 


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ف.م |
--------------------------------------------------------------------------------------


بالاخره اپ کردم

نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 16:42

سلام دوستان الاف و بیکار که به وبلاگ من سر زدید.یه واقعیتی رو باید بهتون بگم و اونم اینه که به نظر

خودم وبلاگم  خیلی خنکه.میخواستم ازتون بخوام که یه کم بهم راهکار بدید.البته یه راهکاری که عملی باشه.چون من خیلی حوصله ندارم و اگر هم داشته باشم وقت  ندارم.به هر حال ممنون میشم کمکم کنید

نوشته شده توسط ف.م |
--------------------------------------------------------------------------------------




نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 16:25

چرا کاریکاتور می کشیم ؟

 

اين سؤال كه چرا كاريكاتور مى كشيم شايد كمى عجيب به نظر برسد و عده اى تصور كنند مطرح كردن چنين سؤالى از پايه اشتباه باشد. اما هميشه، پرداختن به ريشه ها و روشن كردن دليل هر امرى مى تواند به بررسى هاى بعدى آن پديده كمك كند. براى مثال تا به حال فكر كرده ايد چرا آب مى خوريد؟ شايد فكر كنيد دليل آن فقط تشنگى باشد. اما اينطور نيست. براساس بررسى هاى پزشكان مشخص شده است، بسيارى از مواقع، افراد حتى بدون آنكه تشنه باشند، آب مى خورند و در واقع اين نياز كليه به آب است كه افراد را وادار به آب خوردن مى كند.
خلق كاريكاتور نيز دقيقاً چنين حالتى دارد. يعنى شايد در ابتدا هيچ نيازى اساسى براى خلق آن به نظر نرسد اما وقتى درست تر بررسى كنيم به نيازهاى حقيقى اين فعاليت هنرى پى خواهيم برد. فعاليتى كه در واقع اگر وجود نداشت روند خلاقيت هنرى در چند قرن اخير از جنبه هاى فانتزى محروم مى شد.
ريشه هاى تاريخى
كاريكاتور آن طور كه گفته مى شود با آغاز تصويرگرى مكتوب و سپس سمت گيرى آن به سوى فانتزى شكل نگرفت. بلكه سالها پيش از آن و در دوران انسانهاى اوليه نيز وجود داشت.
براساس تحقيقات پروفسور دانيل. اس. جانسن كه يكى از باستان شناسان برجسته است، حكاكى هاى موجود بر روى ديوار غارهاى محل زندگى انسانهاى اوليه، نكات بسيارى از زندگى و ديدگاههاى آنها را آشكار مى كند.
به گفته جانسن، اين تصاوير فقط نشان از موجوداتى كه آنها در پى شكار آنها بودند يا نيايش هايى كه انجام مى دادند نيست. اين تصاوير به ويژه در مواردى كه در كنار هم و با فاصله نزديك حكاكى مى شدند، شيوه اى روايى داشتند و در واقع شكل ابتدايى، كميك استريپ هاى امروزى بودند.
براساس آثار مشاهده شده بر ديوار غارها، انسانهاى اوليه از قدرت تصويرسازى مشابه با واقعيت برخوردار بودند اما آنها به دلخواه خود دست به دگرگون كردن تصاوير مى زدند.
اگر در طول تاريخ كمى جلوتر بياييم و به دوران فراعنه برسيم اطلاعات بهترى از اين دگرگون كردن واقعيت و به طنز

نوشته شده توسط ف.م |
--------------------------------------------------------------------------------------




نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386 ساعت 16:21

من یه کم فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که اگه تو وبلاگم معرفی کتاب داشته باشم بد نیست.پس از این به بعد هر وقت که آپ دیت کردم یه کتاب معرفی میکنم.

 

واسه این دفعه میخوام کتاب مهره ی سرخ رو که شعره و سیاوش کسرایی سرودش معرفی کنم.این کتاب به درد افرادی که اهل شعرن میخوره اما خودم که اهل شعر نیستم هم ازش خوشم اومد.شما هم میتونین امتهان کنید.

نوشته شده توسط ف.م |
--------------------------------------------------------------------------------------


وسواس

نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 12:12

وسواس پيچيده ترين بيماري عصبي و رواني است که شايد براي يک فرد سالم و شخصي که هيچگاه دچار اختلال وسواسي نشده، درک و شناخت اين بيماري اصلاً مقدور نباشد.

وسواس يکي از شايع ترين و آزاردهنده ترين اختلالاتي است که از دسته اختلالات اضطرابي بوده و مشخصه اصلي آن اضطراب است.

وجود اضطراب در اين نوع اختلال که تحليل برنده و بازدارنده در امر درمان است و نيز تنوع و گستردگي موضوعات وسواسي غالباً درمان اين نوع بيماران را مستلزم پشتکار و اعتماد به نفس و حوصله فراوان از جانب درمانگر مي کند.

اگرچه در ابتدا شيوع وسواس، نادر تصور مي شد اما امروزه بر اساس اطلاعات راهنماي تشخيص اختلال هاي رواني ميزان شيوع اين اختلال در طول زندگي 2/5درصد و در يک سال 1/5تا 2/1درصد برآورد شده است.

ويژگي هاي اصلي اختلال وسواس فکري و عملي عبارت است از رفتارهاي فکري و عملي برگشت پذير که به دليل شديد بودن وقت گير هستند يا منجر به پريشاني آشکار يا اختلالات عمده مي شوند.

وسواس هاي عملي شامل رفتارهاي تکراري يا اعمال ذهني مانند دعا کردن هستند که هدف آنها پيشگيري يا کاهش اضطراب و پريشاني و به دست آوردن لذت يا رضايت است.

مثلاً افراد مبتلا به وسواس هاي فکري در مورد آلوده شدن، ممکن است پريشاني ذهني را با شستن دست ها تا حدي که پوستشان زخم شود کاهش دهند و در اينجا مي توان به آزاردهندگي و وقت گير بودن اين نوع اختلال پي برد.

فرد داراي وسواس هاي فکري مي کوشد افکار و تکانه ها را با وسواس عملي خنثي کند، براي نمونه فردي که گرفتار ترديد راجع به خاموش کردن اجاق گاز مي شود با بازبيني هاي مکرر براي اطمينان از خاموش بودن آن ترديدها را خنثي مي کند.

بنابراين در اختلال وسواس، وسواس هاي فکري و عملي به هم آميخته است.

فرد در يک برهه از زمان طي سير اين اختلال متوجه مي شود که وسواس هاي فکري يا عملي مفرط و غيرمنطقي هستند و براي درمان آن بايد به روانپزشک مراجعه کند.

اين اختلال ناشي از اثرات فيزيولوژيک مانند سوء مصرف دارو و دارودرماني يا يک بيماري جسمي نيست و براي درمان اختلال وسواسي چند راهکار وجود دارد.

فرد مبتلا مي تواند به روانپزشک مراجعه کند و با مصرف دارو وسواس را تخفيف دهد، يا با انجام تمرينات و راهکارهاي مربوط به درمان رفتاري به ريشه کن کردن وسواس بپردازد و يا هم از درمان هاي دارويي و هم از درمان هاي رفتاري همزمان استفاده کند.

درمانگر بايد در درمان اين بيماري به شيوه يادگيري بيمار دقت کند و اينکه بيمار چگونه فراگرفته يا مي گيرد و چه عواملي يادگيري او را تقويت مي کند و تداوم مي بخشد و چگونه مي توان يادگيري او را تغيير داد.

روش هاي رفتاردرماني نيز براي معالجه اين بيماران وجود دارد که خود مشاور، روانشناس و روانپزشک در سيکل درماني از آن استفاده مي کند.

به افرادي که داراي وسواس هستند توصيه مي شود به روانپزشک و روانشناس مراجعه و در صدد حل مشکل خود برآيند.

اختلال وسواس - جبري چيست ؟

نگراني ها، ترديدها و باورهاي خرافي که معمولاً در زندگي روزمره شايع هستند اگر جنبه افراطي و شديد به خود بگيرند وسواس ناميده مي شوند. مثلاً يک فرد در هنگام شست وشوي دست يا بدن يا بازرسي و چک کردن، به صورت خيلي زياد و شديد دست به اين عمل مي زند که در مواقع وجود مانع، فرد دچار اضطراب و استرس مي شود.

علائمي مانند نفرت يا نگراني از دفع ترشحات بدن (مانند ادرار، مدفوع، بزاق) ترس از احتمال وقوع اتفاقي وحشتناک (آتش سوزي، مرگ وابستگان)، زهدورزي و عبادت مفرط، اعتقاد به اعداد سور و نحس، مسواک زدن شديد و مفرط، رسيدن به سر و وضع خود به نحو افراطي، مو کندن از بدن و ناخن جويدن هم ممکن است از علائم وسواس باشد. اين بيماري در مواردي با افسردگي همراه است.

اختلال وسواس به دو صورت فکري و عملي است و در تمام سنين رخ مي دهد اما در سنين جواني کمي شايع تر است.

وسواس فکري

افکار يا تصاويري هستند که مکرراً رخ مي دهند و احساس مي شود خارج از کنترل هستند که شخص نمي خواهد اين افکار را داشته باشد و آنها را ناراحت کننده، مزاحم و بي معنا تلقي مي کند.

شايع ترين نوع وسواس فکري عبارتند از ؛

- ترس هاي آلودگي به ميکروب ها و چرک

- ترديد و شک نسبت به انجام دادن درست يک کار

- افکار مزاحم در خصوص تکرار يا عمل پرخاشگرانه يا جنسي

- تقارن يا دقت بيش از حد در تمامي مسائل

- شک ديني يا اخلاقي مفرط در مسائل مربوطه


ادامه مطلب

نوشته شده توسط ف.م |
--------------------------------------------------------------------------------------


تنبیه بچه ها

نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386 ساعت 12:10

به نظر مي رسد که راهکار ترکيبي «جلوگيري» و «اعمال قدرت مثبت» به همراه «تنبيه غيربدني» مي تواند بهترين روش براي تنبيه بچه ها باشد.

جلوگيري

سعي کنيد محيط خانه را به شکلي فراهم کنيد که براي بچه ها ساده تر باشد، خوش رفتار باشند تا شما هم کمتر به فکر تنبيه آنها بيفتيد.

واضح است که شما ولي محترم، تمامي قوانين و محدوديت ها را تعريف مي کنيد اما توجه داشته باشيد که بايد اين قوانين را تمام و کمال براي بچه ها توضيح داده، بيان کنيد و آنها را راهنمايي و آگاه کنيد تا بفهمند. اکثر مسائلي که طي ساليان براي ما تعريف مشخصي دارند براي کودکان بسيار جديد هستند.

- به بچه ها ياد بدهيد که چگونه در مورد احساس شان حرف بزنند که بهتر از بيان آنها توسط روش هاي لجبازانه است.

- سعي کنيد از شرايط تنش زا پيشي بگيريد و راه هايي را باز کنيد تا اين شرايط را حل کنيد قبل از آنکه کودکان در حالت خارج از کنترل قرار گيرند.

- خشم خود را در سطوح مختلف کنترل کنيد و مراقب باشيد که پاسخ پرخاشجويانه به کودک ندهيد.

- صبور باشيد. به خود يادآوري کنيد که کودک بي تجربه شما نياز به راهنمايي و تکرار بي شمار دارد تا بتواند مقصود شما را درک کرده و به خاطر بسپارد که چه کاري بايد انجام دهد.

- مرتباً مهرتان را به او ابراز کنيد.

- سعي کنيد در تربيت خود ثابت قدم باشيد.

اعمال قدرت مثبت

اگر به کودکان نکات مثبت آنها را به جاي نکات منفي شان بيان کنيد، بيشتر ياد مي گيرند. زمان هايي را به ستايش و تعريف از آنها سپري کنيد، مخصوصاً وقتي کار و رفتار خوبي از آنها سر مي زند.

تنبيه غيربدني

- توضيح و بيان دلايل همواره اولين مسير است اما اين روش بستگي به سن کودک شما دارد.

- حواس پرتي خاص بچه هاي کم سن و سال است. اگر يک کودک راه مناسبي را بيابد فوراً دست از رفتارهاي بد برمي دارد.

- وقتي کودکان به کار بد روي مي آورند، سرزنش حرفي و يادآوري کارهاي خوب، بهترين روش است. بر اين مساله تاکيد کنيد که چه کاري بد است. هيچ وقت نگوييد «تو بچه بدي هستي».

- ايجاد وقفه در تنبيه، فضايي براي تنفس ايجاد مي کند و به شما و کودکان آرامش مي دهد تا بتوانيد دوباره تلاش کنيد. اين وقفه ها را فراموش نکنيد.

- حذف امتيازات و محروم کردن کودک از امکاناتي که دارد بايد به عنوان آخرين مرحله تنبيه منظور شود.

اگر توضيح و يادآوري نتوانست کودک را سر به راه آورد، نياز است تا کودک نتيجه رفتارهاي بد خود را با قطع بعضي امکاناتش تجربه کند.

- بايد سعي کنيم تا تنبيه بدني را متوقف کنيم. بدين ترتيب کودکاني سالم تر خواهيم داشت که بهتر رفتار مي کنند و مي فهمند که تنبيه بدني چاره کار نيست و خود نيز از آن اجتناب مي ورزند.

بدين ترتيب فرهنگي را پايه مي ريزيم که در آن جهان سختي و خشونت کمتري خواهد ديد. به اميد آن روز از عزيزانتان مراقبت کنيد

نوشته شده توسط ف.م |
--------------------------------------------------------------------------------------

سلام.من یه سمپادیم.اینم وبلاگمه. بیشترش درباره ی زیسته.

------------------------------------------

نویسندگان

------------------------------------------

------------------------------------------

آرشیو موضوعی

------------------------------------------

آرشيو
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386

------------------------------------------
طراح قالب
طراحی ودانلود قالب وبلاگ
RSS